شبکه‌های اجتماعی؛ واکنش یا حمله؟

استفاده از یک محصول یا خدمت جدید توسط گروهی از مردم علاوه بر ویژگی های ذاتی آن محصول یا خدمت جنبه جامعه شناختی نیز دارد. به همین دلیل است که برخی شرکت‌های بین المللی حتی شعارهای تبلیغاتی خود را در کشورهای مختلف متفاوت انتخاب می کنند تا بتوانند ارتباط بهتری با جامعه هدف خود داشته باشند.

از سویی گاهی اوقات گروهی از مصرف کنندگان بنا بر ساختار اجتماعی و درک خود از محصول یا خدمت رفتار ویژه ای از خود بروز می دهند. این عمل در برخورد با پدیده های تکنولوژیک در عصر جدید امری بسیار متداول است.

وضعیت در جامعه ایران به طور شگفت انگیزی در این باره عجیبتر و بعضا نگران کننده است. شاید وقتی ارسال پیام کوتاه از طریق تلفن همراه برای اولین بار اختراع شد هرگز تصور نمیشد که از این رسانه برای ارسال جک های قومیتی و پیام های تبریک عید استفاده شود.

در سالهای اخیر و با بروز پدیده ای به نام شبکه های اجتماعی شاهد نوع دیگری از رفتارهای غلط و بیمارگونه هستیم. جامعه ایرانی پیش از آنکه درک درستی از این پدیده و کارکردهای آن داشته باشد اقدام به استفاده آن نمود و در پی آن فجایعی به وقوع پیوست که هر از گاهی صدای آن بلند می شود. از توهین به داور بازی ایران آرژانتین تا حمله به صفحه اجتماعی یک بازیگر به دلیل ابراز علاقه اش به یک تیم فوتبال.

بررسی رفتارهای جامعه ایرانی در شبکه های اجتماعی شاید نیازمند چندین سال کار دقیق جامعه شناسانه و روانشناسانه باشد. شاید اولین عامل برای توضیح رفتار مردم ایران در شبکه های اجتماعی عدم سواد در استفاده از محصول باشد. عصبیت شدید جامعه و رفتارهای عموما احساسی و عاری از تعقل از دیگر دلایل رفتارهای این چنینی است.

از سویی به دلیل ساختارهای معیوب رسانه ای در ارتباط با اخبار مربوط به شخصیت های مطرح سیاسی و هنری و البته عدم شعور کافی بسیاری از اشخاص شناخته شده در این حوزه ها در استفاده از تکنولوژی، مردم فرصت شبکه های اجتماعی را برای کشف اتفاقات زندگی این افراد مغتنم می‌شمارند.

شاید آخرین اتفاق در روزهای اخیر مربوط به رامبد جوان و همسرش باشد. بازیگری که ترجیح داده فرزندش را در جایی دور از ایران به دنیا بیاورد و از طرف مقابل سیل عظیم واکنش مردم. فارغ از رفتار این بازیگر و مجری مطرح رفتار مردم ایران شگفت انگیز است. افرادی که به هر دلیل از این رویکرد رامبد بشدت عصبانی هستند و زیر پستهای او انواع متلک و انتقاد را نثار او و خانواده اش می کنند. شاید منطقی ترین رویکرد از سوی این جماعت ناراضی و عصبانی بلاک کردن صفحه رامبد جوان باشد. این اتفاقات در روابط انسانی ما سالها امری طبیعی بود. فردی به دلیل ناراحتی از عمل فردی دیگر با او قهر و قطع رابطه میکرد. اما در فضای مجازی این روزها اوضاع جور دیگری است. افراد از سویی فحش می دهند و از سویی دلشان نمی آید بیخیال شخص مذکور شوند چرا که آن وقت از اخبار زندگی او بی اطلاع می مانند.

وقتی از نبود بلوغ و سواد رسانه ای صحبت می کنیم دقیقا جامعه امروز ایرانی را می بینیم که تعداد دنبال کنندگان رامبد جوان پس از وقایع اخیر نه تنها کاهش نیافته بلکه حدود 200 300 هزار نفری افزایش نیز داشته است!!!!!

این در حالی است که اگر این سیل جماعت ناراضی و شاکی تنها با یک حرکت صفحه شخصی رامبد جوان را بلاک می کردند و مثلا تعداد دنبال کنندگان رامبد به 5 میلیون نفر کاهش می یافت تاثیر به مراتب بیشتری در شخص رامبد جوان ایجاد می کرد.

شاید خیلی قبل تر از نکوهش رفتارهای افراد مشهور در صفحه های مجازی لازم است سواد رسانه ای خود را بالا ببریم. در این صورت رفتارهای بعدی ما قطعا نتیجه بخش تر خواهد بود.